صفحه اصلی / اشعار نماز / شعر نماز و نیایش از مولانا

شعر نماز و نیایش از مولانا

شعری زیبا و با مفهوم از مولانا درباره نماز و نیایش با معبود هستی را در ادامه بخوانید و لذت ببرید

ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا

درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم
در خارزار چند دوی ای برهنه پا

جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام
آن کس که درد داده همو سازدش دوا

قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو
کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا

باغی که برگ و شاخش گویا و زنده‌اند
باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا

ای زنده زاده چونی از گند مردگان
خود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را

هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش
با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما

جان‌ها شمار ذره معلق همی‌زنند
هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا

ایشان چو ما ز اول خفاش بوده‌اند
خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا

شاعر: مولانا

شعری زیبا و با مفهوم از مولانا درباره نماز و نیایش با معبود هستی را در ادامه بخوانید و لذت ببرید ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام آن کس که درد داده همو سازدش دوا قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا باغی که برگ و شاخش گویا و زنده‌اند باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا ای زنده زاده چونی از گند مردگان…

بررسی کلی

امتیاز کاربران: اولین باشید!

پاسخی بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

دوازده − دو =