صفحه اصلی / آثار و آداب نماز / مهم ترین معروف اقامه نماز

مهم ترین معروف اقامه نماز

اقامه نماز مهم ترین معروف

در قرآن کلمه امر راجع به معروف آمده است اینکه می گوید: «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوف‏» (لقمان/۱۷) هم راجع به نماز آمده است. می فرماید: «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوف‏»، «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاة» (طه/۱۳۲) «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» در قرآن داریم، «وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاة» (مریم/۵۵) هم «وَ أْمُرْ» داریم هم «يَأْمُر» داریم معنایش این است که آن معروفی که از همه برجسته تر است و باید به آن تکیه کنیم نماز است. مسأله نماز را از چند زاویه می خواهیم بررسی کنیم. که چقدر مهم است و چطور وارد کار بشویم. من یک کتابی نوشته ام، امروز از چاپ بیرون آمده است. این که تبلیغ می کنم، چون تبلیغ شخص خودم نیست. من مشهور هستم، پول هم نمی خواهم، چون هر کس کتاب من را بخواهد چاپ کند، خودش چاپ کند، حق چاپ محفوظ نیست. و لذا بعضی از کتاب های من را مثلاً چهارصدهزار نسخه چاپ کرده اند و من خبر هم نداشته ام. اگر کسی قصد فروش نداشته باشد، حق دارد… منتها یک پنجاه شصت راه پیدا کردیم که چطور نماز را ترویج کنیم. من اصل نماز را از این پنجاه شصت راه، پنج شش موردش را در این نیم ساعت می خواهم بگویم. نیم ساعت که بیست و هشت دقیقه! صلواتی ختم کنید تا…
مسأله نماز را ما به چند دلیل باید مورد توجه قرار بدهیم.
۱- اهمیت نماز از نظر خداوند و اولیای خدا… از نظر وظیفه حکومت، از نظر وظیفه والدین، از نظر وظیفه آموزش و پرورش، از نظر وظیفه صدا و سیما، از نگاه انقلابی، از نظر قانونی… از هر نظر برای ما مهم است.
۱- اقامه نماز، اولین وظیفه پیامبران در جامعه
از نظر خداوند که در قرآن به موسی می گوید: اولین وظیفه تو نماز است. وقتی که خدا می گوید: موسی! تو از الان پیغمبر شده ای، می گوید: خوب پیغمبر شده ام چه کنم؟ می گوید: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (طه/۱۴) بعد از جمله ای که خدا به موسی می گوید: پیغمبر شدی، می گوید: اولین وظیفه ات: «أَقِمِ الصَّلاةَ» هیچ واجبی به اندازه نماز مورد عنایت نیست. حدود هشتاد بار کلمه «صلاة» نام برده شده است. غیر از کلمه «صلاة» یعنی نماز، کلمه «ذکر» چندبار، کلمه «عبادت» چند بار، کلمه «سبح، یسبح، سبحان الله، تسبیح» ذکر و عبادت و کلمه ی قنوت. یعنی غیر از لفظ «صلاة» کلمات دیگر هم آمده است که مجموعه اش اهمیت نماز است. نماز نخی است بین خلق و خالق! نماز نخی است بین اول تاریخ و آخر تاریخ، یعنی از آدم تا خاتم، نماز نخی است بین زمین و آسمان، زمین زلزله می شود، می گویند نماز آیات بخوان! آسمان باران ندارد، می گویند: نماز باران بخوان، بین زمین و آسمان! نخی است از زایشگاه تا قبرستان! زایشگاه بچه به دنیا می آید، در گوشش «حی علی الصلاة» اذان بگو، در قبرش هم که می گذارند می گویند: «الصلاة» باید دید این چیست. حقیقت نماز چیست؟ ذاتش را بخواهید من هم نمی دانم. ما هم از آثار می فهمیم. ما هر چه هم که نگاه کنیم، جاذبه ی زمین پیدا نیست. بگوییم: آن است! یک چیزی مثل آرد است، مثل گردنخودچی است، او او او او جاذبه است! نه! جاذبه دیدنی نیست، ولی از افتادن سیب پی می بریم که جاذبه هست. روح نماز چیست؟ نمی دانم، ولی از این که اصرار می کنند، می گوید اگر همه کارهایت خوب باشد، ولی نماز نخوانی، کل کارهایت لغو است، یعنی مثل تمبر است؛ اگر بهترین نامه ها را بنویسی، تا تمبر به آن نچسبانی، نامه به مقصدی که می خواهی فرستاده نمی شود. ما از این عنایت هایی که به نماز شده است، مثلاً برای دو رکعت نماز باید سی تیر بخورد؟ روز عاشورا امام حسین(ع) دو رکعت نمازی که خواند، سی تیر به سویش رها کردند. این چیست که سی تیر به سمت امام حسین(ع) رها بشود، ولی دست از نماز برندارد. آن وقت انسان به قدری سقوط کند، یک کسی سی تیر می خورد و از نماز دست بر نمی دارد، یکی هم می گوید: چون لاک زده ام پس نمازم باشد، بعداً می خوانم. یعنی یک نفر خدا را به لاک انگشت می فروشد، یک کسی سی تیر می خورد. این پیداست که یک چیزهایی در نماز است. شب تاسوعا، شب عاشورا بنا شد حمله بشود، امام حسین(ع) فرمود: جنگ برای فردا! امشب شب عاشورا است، من می خواهم امشب را هم نماز بخوانم. «انی احب الصلاة» من نمی فهمم چیست، حدیث داریم اولین گناهی که بشر می کند و خدا می خواهد به او سیلی بزند، سیلی خدا این است که انسان قدر نماز را نمی داند چیست. از نظر خدا و پیغمبر حرف ندارد.
۲- اقامه نماز، اولین وظیفه حکومت اسلامی
از نظر حکومت! در سوره حج قرآن می گوید: مؤمن حکومت را که به دست گرفت، اولین کارش اقامه نماز است. « الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة» (حج/۴۱) یعنی رئیس جمهور، رئیس دولت، مجلس و همه نهادهای دولتی، اولین وظیفه شان نماز است. به قرآن عمل نکرده ایم. وگرنه نباید این همه شهرک بی مسجد داشته باشیم. البته نماز یک تکانی خورده است، قبلاً که نماز در این دخمه ها بود و در اداره ها، پست ترین جایش بود. اتاق رئیس بهترین جا، اتاق مذاکره با رئیس، اتاق مذاکره با خدا پست ترین جا! هر کسی می خواهد نماز بخواند، برود زیر راه پله ها و پشت انباری، یعنی یک جایی بود که اگر هم نمازخانه نبود، انبار سیب زنی بود، گونی زغال و بیل و کلنگ! نردبان! به نماز توهین شد! حدیث داریم که نماز به افرادی می گوید: مرا ضایع کردی، خدا تو را ضایعت کند. عبارتش این است. «ضَيَّعْتَنِي ضَيَّعَكَ اللَّهُ» (کافی/ج۳/ص۲۱۸) ضایعم کردی، خدا تو را ضایعت کند. نفتت هر قیمتی هم بشود، نمی رسی، هر چه می دوی، نمی رسی! نماز را ضایع کردی! و حدیث داریم که کسانی که نماز را گرامی بدارند، می گوید:  «كَرَّمتنی كَرَّمَكَ اللَّهُ»
در مسجدها می روی، سریع و مرتب نماز نشسته اضافه می شود. نماز نشسته را بپرسید کی باید بخوانید. شما عکس امام را دیدید، فیلم امام را! دو سرم به دستش بود، دو نفر این طرف و آن طرف می گرفتند، «بحول الله» بلند می کردند، نگه می داشتند، باز وقتی می خواست رکوع برود، دو نفر کمکش می کردند، تا می شود، نباید نشسته خواند. همین که شصت پایش یک مقداری می خارد، نشسته نماز می خواند. خیلی هم راحت است. به راحتی دست از نماز می کشیم. این وضع نماز را خوب است که هر کس که پای حرف من نشسته است، یک استغفاری بکند، حالا آن هایی را که خوانده ایم، درست خوانده ایم؟ مرحله ی بعد است. معنایش را فهمیدیم؟ مرحله ی بعد است. «في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» (مؤمنون/۲) خشوع داشتیم؟ مرحله ی بعد است. «سُجَّداً وَ بُكِيًّا» (مریم/۵۸) در سجده گریه ای هم داشتیم؟ مرحله ی بعد است. «يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً» (فرقان/۶۴) بود؟ یک نماز سی مرحله، چهل مرحله دارد، در اولین مرحله اش ما رفوزه هستیم. مثل آن هایی که در کلاس اول رفوزه می شوند. بعضی پیرمردها و پیرزن ها هستند که در همان پله اول به هن و هن می افتند. ما در رکعت اولش ضعیف هستیم. دلیل اینکه ما این همه حسینیه می سازیم، با اینکه مسجد نیست چیست؟ حسینیه سالی چند روز دربش باز است. یک عاشورا! در طول سال درب حسینیه بسته است. آن وقت جاهایی داریم که چند هزار نفر هستند و مسجد ندارند.
۳- عزم ملی برای ترویج فرهنگ نماز
یک ناله ای باید زد. من هم که یک طلبه هستم و خودم هم گیر هستم. من باید اول خودم را نجات بدهم. یک آقایی یک مرغی داد به نوکرش،گفت این را با مغزگردو فسنجان درست کن! خوشمزه بود آزادت می کنم! آن هم به عشق آزادی درست کرد و مغز گردوهایش را خورد و مرغ را نخورد، گفت یک بار دیگر بگذار در قابلمه با لپه درست کن! اگر خورشت قیمه بود و خوشمزه بود، آزادت می کنم! باز لپه هایش را خورد و مرغ را نخورد. گفت یک بار دیگر مرغ را بگذار در قابلمه با سبزی، اگر خورشت سبزی خوشمزه بود… گفت: آقا! تو را به خدا نمی خواهد من را آزاد کنی، این مرغ را آزاد کن. مرتب در قابلمه می رود و بیرون می آید. حالا من مشکل خودم را هم دارم. ولی با هم بنشینیم و یک فکری به حال نماز بکنیم. همه ایران باید ستاد نماز بشوند. همه ایران، کوچه به کوچه باید جوان های مذهبی اش، این ها حامیان نماز بشوند. ما یک مشت جوان داریم، یک مشت هم که کم نیستند، بسیار هستند. این ها اهل نماز هستند، شما درخت توت را اول توت هایی که در شاخه نزدیک است می گیری و می خوری، بعد پایت را روی شاخه اول می گذاری و بعد شاخه دوم! پایت را می گذاری روی شاخه دوم، شاخه سوم! ما باید از نیروهای دم دست، کمک بگیریم، برای نیروهایی که دستمان به آن ها نمی رسد. بالاخره دست ما به افرادی نمی رسد. باید در همه… در هر مسجدی بسیجش باید بازوی پیشنماز باشد. انجمن اسلامی ها، اتحادیه انجمن های اسلامی آموزش و پرورش، در دانشگاه ها، بسیج دانشجویی، بالاخره بازار مسلمان ها ظهر که می شود باید پیدا باشد که ظهر وارد شهر شد. یک چند جای بازار اذان بگویند. الان شما یک گروه اذان در ایران پیدا می کنید؟ صدها گروه تواشیح پیدا می کنید. نمی گویم حالا تواشیح باشد یا نباشد. می گویم چرا اذان نیست، نمی گویم تواشیح چرا هست؟ آیا در هر خانه ای از ما یک کتاب نماز هست؟ آیا ما که می گوییم: «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» (فاتحه/۷) مغضوبین چه کسانی هستند؟ می دانیم؟ «وَلاَالضَّالِّينَ» ضالین چه کسانی هستند؟ می دانیم؟ «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» به چه کسی سلام می کنیم؟ «عباد الله الصالحین» در قرآن چه کسانی هستند؟
۴- اهتمام حوزه های علمیه به آموزش شیوه های دعوت به نماز
در حوزه های علمیه تمام طلبه ها باید جزء اولین درسشان قبل از ادبیات عرب این باشد که چگونه مردم را به نماز دعوت کنیم؟ چون در هم محله ای هایمان، در همشاگردیهایمان، همسایه هایمان، هستند افرادی که با نماز آشنا نیستند. یا ضعیف هستند. طلبه قبل از آن که فلسفه و عرفان و قرآن و حدیث و ادبیات بخواند، باید بداند آقا نماز خودش، نماز برادرش، پسرعمویش، پسرخاله اش… این دخترهای طلبه! ده ها هزار دختر طلبه داریم، این ها اولین کارشان باید راه دعوت به نماز را بلد باشند. ستاد نماز می تواند کتاب به شما بدهد، می تواند فیلم و زینک به شما بدهد، خودتان چاپ کنید. وضع نماز خوب نیست. البته از زمان شاه بهتر است. نسبت به زمان شاه… خوب من در دانشگاه تهران پیشنماز هستم. زمان شاه ده نفر می آمدند، الان سه هزار نفر می آیند. ولی با اینکه دو هزار نفر هستند،
باید بگوییم اگر همه بیایند چه می شود. من نگران هستم که اگر یک روز مردم ایران تصمیم بگیرند، نماز بخوانند، آبروی همه ما می ریزد. چون مسجد نداریم. خدا رحم کرده است که نمی آیند نماز بخوانند. اگر یک روز همه بگویند آقا ما می خواهیم نمازمان را در مسجد بخوانیم، هیچ کس آبرو ندارد. از بالا تا پایین! چون نمازی که برای تهران است، در مسجد تهران است، مسجد تهران برای زمان ناصرالدین شاه است، آن زمان در بازار تهران فرض کنید، بیست هزار نفر آدم در آن بوده است، الان صدها هزار آدم در بازار تهران است. مسجدها برای آن زمان بوده است. ما به مناسبت رشد و توسعه شهر… مسکن مهر با همه خوبی هایش، مسجدش بسیار بسیار کم است. البته نگویید آقای قرائتی چرا اینها را در تلویزیون می گویی؟ به وزیر هم گفتیم. به رئیس جمهور هم گفتیم. وضع نماز ما در شأن نماز نیست. در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست.
روحانیون ما بسیاری مسجدها را رها کرده اند و در اداره ها رفته اند. بنا بود که آن ها در مسجد بیایند. نه اینکه ما در اداره برویم و درب مسجد را ببندیم. حالا اگر مثلاً ممکن است بگویند اگر از اداره بیایند مسجد و برگردند کم کاری می شود، نماز در اداره هم اشکالی ندارد، بخوانند، اما معنایش این نیست که مسجد تعطیل بشود. مسجد باید شبانه روزی باشد. چرا درب مسجد را می بندیم؟ قرآن می گوید ظالم ترین آدم ها کسی است که درب مسجد را ببندد! «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّه‏ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا» (بقره/۱۱۴) چه کسی ظالم تر از کسی است که درب مسجد را ببندد؟ من نگرانم یک مرتبه به خادم مسجد و پیشنماز مسجد و به هیأت امنای مساجد بگویند که شما ظالم ترین آدم ها هستید!!! اِ من ریشم را در مسجد سفید کردم، من با ریش سفید… اما چرا درب مسجد را بستی؟ لااقل در هر شهری دو تا مسجد شبانه روزی باید باشد. در هر شهری یک مسجد شبانه روزی باید باشد. افرادی که می خواهند همدیگر را ببینند و جا ندارند. یک جایی باشد. یک مسجد شبانه روزی باید… ما صدها فرمانداری داریم، هر فرمانداری نمی تواند یک مسجد را در شهرش… این مسجد شبانه روزی است. چطور داروخانه شبانه روزی داریم؟ پلیس شبانه روزی داریم؟ یک مسجد شبانه روزی باید باشد. در مسیر راه مسافرین! به هر حال یک فکری باید برای نماز کرد. من نمی دانم حالا چقدر خودم مقصر هستم، ولی خیلی تلاش کردم ولی… نماز هم رشد کرده، الان هفتصد مسجد در جاده ها هست. ولی کم است. الان خیرین مدرسه ساز، کار خوبی کرده اند، دستشان درد نکند. اشکال دارد همه ایران یک حرکتی بکنند و یک نهضتی راه بیاندازند به اسم خیرین مسجدساز؟ خیرین مسجدساز! اجازه اش را هم از مقام معظم رهبری، آقای دکتر فیروزآبادی گرفته اند. که اگر یک مسجدی ما خواستیم بسازیم، پنج تا کارش مجانی بشود. زمینش را مردم بدهند. خاکبرداری اش را هم قوای مسلح، حالا ارتش یا سپاه یا نیروی انتظامی یا وزارت دفاع، خاکبردارش هم مجانی، نقشه اش هم مجانی، نظارتش هم مجانی، حمل و نقل مصالحش هم مجانی! خوب دیگر می خواهی چه کار کنی؟ حالا بعد از سی و چهار سال با این امکانات و با این اجازه مقام معظم رهبری، دیگر ما نباید جایی را داشته باشیم که… مردم هم شل شده اند. می گویند: بیایید مسجد بسازید! سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات یک کسی را برای ما بفرستد. بقیه کارهایت را چطور خودت تهیه کردی؟ به دین که رسیدید، برایتان بسازند؟ برایتان بفرستند؟ یک مقداری کم همت شده ایم، حالا!!!
۵- تسهیلات دولت برای اقامه نماز کارکنان
دولت یک قانونی دارد، امسال هم قانون را تغییر داده اند و یک اصلاحاتی در آن شد. ما قانون داریم که در همه اداره ها بیست دقیقه تعطیل است. برای نماز! در آموزش و پرورش بارها وزرای قبل و الان سفارش کرده اند. خود مقام معظم رهبری در پیامشان فرمودند که معلمین و مسئولین آموزش و پرورش خودشان در نماز شرکت کنند. اینطور نیست. نماز را به امور تربیتی واگذار کرده اند و خود دبیر فیزیک و شیمی، بعضی هایشان می روند و اکثرشان نمی روند، خلاصه ما هنوز نسبت به نماز بالغ نشده ایم. سهم نماز را نداده ایم. هر عضوی از بدن ما یک کاری از آن برمی آید به جز پیشانی! پیشانی قسمت بالا را گرفته است و مقدار زیادی هم مساحت اشغال کرده است. هیچ کاری را هم می گوید برای من نیست. می گوییم پس تو برای چه چیزی خوب هستی؟ می گوید: من برای خدا هستم. «سبحان ربی الاعلی و بحمده» یعنی چه؟ یعنی بهترین جای نماز… بدنت برای خداست. نگفته است وقتی نماز می خوانی آرنجت را روی خاک بمال. وقتی نماز می خوانی زانو بمال، پاشنه پا بمال، نه! بلندترین نقطه! وقتی می گوید: بلندترین نقطه برای نماز است، یعنی بهترین جا باید مسجد باشد. شهرداری برج که می سازد، از هر طبقه ای و برای هر طبقه ای می گوید: یک پارکینگ! چرا نمی گوید: برای هر طبقه ای دو متر نماز؟ خوب شهرداری اگر بیدار باشد، همانطور که برای هر طبقه ای می گوید: یک پارکینگ! آقا چند طبقه است؟ چقدر جمعیت در آن است؟ برای هر انسانی یک متر، یکی از این واحدها را پایان کار مجانی بدهید. شهرداری به وظیفه اش عمل نکرده است. یک طبقه را برای مسجد بگذارید. خودش بخرد، به مردم بگویند، یکی یک متر، هر انسانی که اینجا خانه شان است، در این ساختمان که هفتاد نفر هستند، یک سالن هفتاد متری برای نمازخانه، برای مسجد! حالا چند منظوره، نماز هم بخوانند، جلسه ی افطاری هم دارند، روضه ای هم دارند، عقدی هم دارند، چند منظوره دیگر! به هر حال نمی دانم ما باید عذرخواهی کنیم. عذرخواهی از اینکه چرا… بودجه… اصلاً شهرداری بودجه فرهنگی اش را می خواهد چه کند؟ مگر جشنواره و … اصلاً بسیاری از کارهایی که می کند، فرهنگ نیست. اصلاً فرهنگ را باید معنا کرد، فرهنگ یعنی چه؟ فرهنگ ما دین ما است. فرهنگ ما دین ما است. نماز ما فرهنگ ما است. قرآن ما فرهنگ ما است. تفسیر ما فرهنگ ما است. نهج البلاغه ما فرهنگ ما است. تمام این شهردارهایی که بودجه دارند وقتی می خواهند خرج کنند. این را یک بار دیگر هم گفته ام، باید یک اسلام شناس کنارشان باشد امضاء بگیرند که این حق است یا باطل؟ فردا نکند از مردم پول می گیرید بعد یک چیزی درست می کنید که قیامت هم گیر هستید؟ این شهردارها یا بهشت می روند یا جهنم، راه سوم که ما نداریم؟ اگر بهشت می روید، یک اسلام شناس هم با خودتان ببرید. بگویید آقا ایشان امضاء کرد که این کار قرآنی است، حدیثی است، فقهی است، اگر بهشت می روید یک عالمی را هم با خودتان ببرید، اگر خدای ناکرده، خدای ناکرده، خدای ناکرده، جهنم  می روید و این پول را بی خود خرج می کنید، لااقل روز قیامت اگر گفتند چرا خرج کردید، بگویید: این آقا گفت. من اسلام شناس نیستم ولی این آیت الله امضاء کرد که این کار درست است. شهردارها کارهایشان را که پول می خواهند خرج کنند، چون پول بیت المال است، اگر می خواهید خرج کنید، یا بهشت می روید، یک آخوند را هم با خودتان ببرید، یا جهنم می روید، قیامت گردن آخوندها بیندازید، بگویید خوب من عقلم نمی رسید پول فرهنگی را خرج این کردم. قانون داریم، سفارشات مقام معظم رهبری… بیست و چند سال است که ایشان هر سال یک پیام برای نماز می دهد. برای همه وزارتخانه ها هم دستور داده است. حتی به ما ستاد اقامه نماز ایشان تکلیف کرده است که نماز را ارزیابی کنید و اگر نمازشان موفق است، تشکر کنید و اگر نمازشان ضعیف است، توبیخ کنید. یعنی ایشان ستاد نماز را امر کرده است که ما بتوانیم مسئولین را توبیخ کنیم که حق نماز را دادند، یا ندادند. به ما گفته اند که زن که سر نماز می رود، هر چه طلا دارد به خودش آویزان کند. مرد که طلا برایش حرام است با بهترین لباس و گلاب… قسمت بدن پیشانی، با عطر و گلاب، ثوابش سی برابر است، با مسواک ثوابش هفتاد برابر است، با شانه کردن و سرو صورت، ثوابش سی تا هم برای شانه زیاد می شود. سی تا برای گلاب، سی تا برای شانه، هفتاد تا برای عطر، با لباس سفید، نماز با لباس سفید ارزشش بیش تر است. در مسجد هیچ کس بر کسی تقدم ندارم که کسی را بلندش کند، من جایش نماز بخوانم. همه مردم رابطه شان با خدا یک طور است. همه مردم رابطه شان با پیشنماز یک طور است. اینجا مثل بانک نیست که هر کس سپرده دارد، برود نزد رئیس بانک و چای پررنگ بخورد. مسجد بانک نیست که پولدار در مسجد مورد احترام واقع شود. حتی بانی مسجد، امتیازی بر باقی ها ندارد که حالا چون من اینجا را ساخته ام مثلاً من باید آنجا بایستم و نماز بخوانم. نه!     اذان ارث پدر یک نفر نیست که بلندگو را به هیچ کس ندهد و هر روز خودش اذان بگوید. اذان باید هر کس صدایش خوب است اذان بگوید.
۶- اقامه نماز، از ویژگی های شهر اسلامی
شهر اسلامی کاشی های شاه عباسی نیست. شهر اسلامی کاشی های شاه عباسی نیست. شهر اسلامی یعنی مردم با اذان از خواب بیدار شوند. قرارهایمان را نگوییم ساعت هشت! بگوییم دو ساعت بعد از نماز مغرب! من بعد صلاة فجر! من بعد صلاة عصر! قرارهایمان روی ساعت نماز باشد. مسابقه دو می گذاریم نگوییم از پمپ بنزین تا پمپ بنزین، بگوییم از این مسجد تا آن مسجد، محور کارمان نماز باشد. ارزیابی کارمندهای دولت! یک ورقه هایی هست که آخر سال می نویسند که این آقای کارمند چه کرده است و چه کرده است، نماز در آن باید باشد. نوشته اند حفظ ظواهر اسلامی! بله! عاشورا پیراهن سیاه می پوشد و ریش هم دارد. ولی اسلام ریش و پیراهن سیاه است؟     نماز نمی خواند. ریش هم دارد و نماز نمی خواند. باید روی نمازش دقت کنیم. امام رضا(ع) فرمود ظهر که می شود، چنان بروید مسجد که آن هایی که نماز نمی خوانند، خجالت بکشند، بگویند کجا برویم و قایم شویم، همه رفتند مسجد ما این وسط چه کار کنیم؟ ببینید اگر من وارد شدم و همه به احترام من بلند شدید، یک نفر هم که هیچ علاقه ای به من ندارد می گوید: اینها همه بلند شدند، او هم زود بلند می شود. یعنی چنان وقت نماز بدوید مسجد که آن کس هم که مسجدی نیست فکری کند و فکر این باشد که کجا می رود.
به هر حال راه های دعوت هم زیاد است. این یک نیازی به بسیج دارد. بنده سی و چهار سال است که در تلویزیون حرف زده ام، همین حرف ها را، یک کارهایی هم کرده ایم، حالا نه نماز این طور است، زکات هم این طور است. شما بین حج و زکات مقایسه کنید. هر دو مثل هم هستند. حج کنار نماز است. «يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ» ببخشید زکات. زکات و حج، مقایسه کنید. درباره زکات چند آیه در قرآن داریم؟ حج چند تا؟ اصلاً روزه یک آیه بیش تر در قرآن ندارد. خمس یک آیه بیش تر ندارد. زکات سی و دو آیه دارد. ولی اصلاً ما راجع به زکات خواب هستیم. در ایران چند نفر هستند که یک کتاب زکات در خانه شان است؟ در ایران چند تا جوان داریم که بتواند یک صفحه راجع به زکات چیزی بنویسد؟ بودجه زکات در مملکت چندصد میلیار است. امام فرمود اگر مردم زکات بدهند، یک فقیر روی کره زمین نمی ماند. «ما بقی فی الارض فقیر» حدیث است. اگر کسی زکات ندهد، نمازش قبول نیست. نماز بی زکات قبول نیست. مثل زنی که یک گوشواره دارد. اصلاً عروسی نمی رود. مثل قطار است. دو تا ریل دارد. اگر یک ریل باشد اصلاً قطار حرکت نمی کند. نماز بدون زکات قبول نیست.
جایگاه نماز! زکات چندتا نیرو دارد؟ هیچی! هر چندتا! یک جا ما بالغ هستیم، یک جا خواب هستیم. باید چه کرد؟ اول از همه باید از خدا عذرخواهی کنیم. که خدایا راستش را می خواهی ما تو را اگر دوست می داشتیم بهتر نماز می خواندیم.
۷- نقش فرزندان در دعوت به نماز
مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان الان بازنشست شده است، یک روز آمد نزد من و گفت یک دختری یک حرکتی کرده است و خستگی ام برطرف شد. گفتم: چه کرده است؟ گفت: این دختر مادرش نماز نمی خواند. دختر در مدرسه نماز یاد گرفته و آمده گفته مادر من می خواهم چند کلمه با شما صحبت کنم. گفته بابا را دوست داری؟ خوب بله! من را دوست داری؟ خوب بله! من صبح تا شب در خانه زحمت می کشم چون دوستتان دارم. گفته بود مادرجان خدا را هم دوست داری؟ خوب بله! خدا ما را آفریده است، گفته بود چرا؟ اگر بابا به تو بگوید من تو را دوستت دارم ولی با تو حرف نزند قبول می کنی؟ گفت: نه! اگر بابا من را دوست دارد باید با من حرف بزند. مگر می شود من کسی را… بابا بگوید من تو را دوست دارم ولی با من حرف نزند، نمی شود. گفت: پس تو چطور می گویی خدا را دوست دارم ولی با خدا حرف نمی زنی؟ چرا نماز نمی خوانی؟ تو می گویی اگر کسی کسی را دوست دارد خوب با او حرف می زند، تو چطور وجدانت قبول می کند، بگویی خدا را دوست دارم ولی با خدا حرف نمی زنی؟ خوب بلندشو و نماز بخوان. می گفت: مادرش گفت: باشد! برای اولین دفعه دختر یازده ساله مادرش را امر به معروف کرد. می گفت: بلندشو نماز بخوان. مگر کسی می شود؟ آقا من شما را دوست دارم ولی با من حرف نزن. خوب این دروغ است.
ما معرفت خدا و محبت خدا را باید شکوفا کنیم. یکی از راه های دعوت به نماز این است. نعمت های خدا را بشماریم. من امروز از آن روزهایی است که باید زیر چانه ام فوت کرد. گاهی وقت ها چون از یک اطلاعاتی که راجع به نماز است پر می شوم، بگذارید یک کلمه هم برای طلبه ها بگویم. امام جمعه یکی از استان ها می گفت ما در استانمان، اسم نمی برم که آبروریزی نشود. می گفت ما در استانمان سیصد روستا داریم که آخوند ندارد. و به همین تعداد سیصد تا طلبه از استان ما در قم درس می خوانند، طلبه هایی که در قم درس می خوانند و روستایشان آخوند ندارد قیامت گیر هستند. می خواهند ملا شوند؟ خوب نشو! چه کسی گفته است که شما ملا شوی؟ تناوبی هر طلبه ای ده روز به روستایش برود. درست را بخوان. نوبتی کنیم. آقا بنده بچه فلان روستا هستم. پانزده روز می روم روستایم، برمی گردم یک کسی دیگر برود. برمی گردم یک کسی دیگر برود. این نشد که روستایی برای عمامه من پنبه تولید کند، عمامه آخوندها از روستا است. کفش ما هم چرم است، چرم هم پوست گاو است، گاو هم دامداری برای کشاورز است. لباس ما هم پشم است، پشم هم برای گوسفند است و گوسفند هم برای کشاورز است. یعنی حجت الاسلام قرائتی مخش، لباسش، کفشش، وابسته به روستا است. آن وقت سال می آید و می رود و من در روستا نمی روم. عقل است؟ انصاف است؟ وجدان است؟ این علم چه فایده ای دارد؟
بگذارید یک چیزی از آقای بروجردی بگویم. تمام مراجع شاگرد آقای بروجردی هستند. حالا یک وقت چون من علم دقیق ندارم، یک تقریباً کنار حرف هایمان بگذاریم. تقریباً! یعنی آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله صافی، آیت الله سبحانی، آیت الله مکارم، آیت الله… همه علما تقریبا! همه ی مراجع شاگرد آقای بروجردی هستند. آقای بروجردی سالی یک بار صحبت می کرد. و آن یک روز می گفت: مهم ترین حرف را می خواهم بزنم. در آستانه ی تبلیغ! ناقلش هم… بنده درس آقای بروجردی نبودم. چون آن موقع بچه بودم. قصه برای پنجاه سال پیش است. برای پنجاه و چند سال پیش است. این را من از آیت الله امامی کاشانی نقل می کنم و ایشان از آیت الله مشکینی! می گفت: آیت الله امامی کاشانی می گفت من هم آن روز به درس نرسیدم، یا نرفتم یا مریض بودم، نمی دانم به چه دلیل! به آقای مشکینی گفتم: امروز آقای بروجردی چه گفت؟ گفت: امروز آیت الله العظمای بروجردی، استاد مراجع فرمود: تمام روایات اهمیت علم برای علمی است که به مردم بگویید. اگر علمی باشد که ملا و محقق و علامه در قم باشی و به مردم نگویی آن روایات ارزش علم شامل اینها نمی شود. آخوند مگر اینکه لال باشد. وگرنه مگر می شود که آدم سواد داشته باشد و بیان هم داشته باشد، منبر را قبول نکند.
به بنده گفتند زیاد در تلویزیون می آیی ارزشت کم می شود. دو ماه دوماه یک بار بیا! گفتم: خدا مگر من را برای ارزش خودم خلق کرده است؟ فردا شهدا خواهند گفت: تلویزیون جای رقاصه ها بود، ما در جبهه تکه تکه شدیم، تلویزیون را از رقاصه ها گرفتیم و به شما آخوندها دادیم. آن وقت شما گفتی من می خواهم سنگین باشم. دیر به دیر بیایم؟ من اگر همه شبکه ها هم بیایند، با همه شبکه ها حرف می زنم. مگر اینکه دوربین نیاید. تا دوربین نیاید، هیچی! تا دوربین بیاورند… سبک می شوم یعنی چه؟ سنگین می شوم یعنی چه؟ دعوت یعنی چه؟ ما باید بدون دعوت بریم. مگر پیغمبرها را دعوت می کردند؟ پیغمبرها بدون دعوت می رفتند. «طبیب دوار بطبه» ما باید بدون دعوت برویم. چرا اینقدر خانه عالم داریم که عالم ندارد؟ چرا طلبه های قم و یا نجف ایستاده اند؟ این تحقیقات به جایی نمی رسد. مرتب رساله و پایان نامه و رساله و رساله! اگر هجرت نکنیم سرنوشت ما به نجف گرفتار می شود. بیش ترین کتاب طهارت را نجف نوشتند. کثیف ترین کوچه ها هم کوچه های نجف است. یعنی چه؟ یعنی تحقیق و علم اگر به عمل رسیده نمی شود، آخوند و غیر آخوند گیر هستیم. یک نهضتی باید برای نماز بشود. من امروز از کلاس رفتم بیرون چانه ام گرم شد.
یک آقایی بالای منبر رفت. یک نفر دوید زیر منبرش و چنین کرد {فوت کرد} گفتند: چرا این چنین می کنی؟ گفت: اگر این چانه اش گرم شود خیلی حرف می زند. من امروز از مدار خارج شدم. ولی امیدوارم که این کبریت ما به یک گازی بخورد. آن گاز به یک قابلمه ای بخورد. آن غذا وارد یک معده ای بشود، آن انسان به خدا وصل بشود. اگر این چوب کبریت ما وصل به گاز شد. یعنی این هایی که پای تلویزیون هستند چراغ گاز شدند، چراغ گازها تصمیم گرفتند که برویم و مسجد محله را آباد کنیم، هر دکتری یک شب برود مسجد و چهارتا مریض را هم در مسجد ببیند. وقتی برف می آید بسیج مسجد بگویند آقا پیرزن ها، پیرمردها غصه نخورید. ما روزهای برفی بسیج مسجد می آییم و برف خانه تان را پایین می کنیم. آن پیرمرد هم وقتی می میرد، می گوید خانه من وقف بسیج! چون می گوید: چهار بار آمدند و در زمستان برف های من را پارو کردند، من خانه ام را به بسیج… جا جبران می شود.

«تو نیکی می کن و در دجله بنداز *** خودم شیرجه میرم درش میارم»

نترس! ما باید یک خورده این وضع موجود را تغییر بدهیم و یک قدم جلوتر برویم.

پاسخی بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

یک × 4 =

x

بررسی همچنین

کیفیت نماز شب و فضائل آن/ ذکر عوامل توفیق در نماز شب

کیفیت نماز شب خواندن چگونه است و دعاهای وارده قبل ...